تبليغاتX
ویشکی / سرزمین رویایی
 
از اشکورات استان گیلان/ شهرستان رودسر / بخش رحیم آباد
 
چند عکس از منطقه قاسم آباد در گيلان
سالهای 1331-1329 خورشيدی / (1952 - 1950 ميلادی)
عروسي، رقص و لباس قاسم آبادي، نان پزی سنتی و نمدمالان 
منبع : سايت شماليها









 

قاسم آباد روستايی با ويژگی های بسيار
از جمله ی اين ويژگی ها: لباس قاسم آبادي ، رقص قاسم آبادي ، چادرشب قاسم آبادي ، نمد قاسم آبادي ، قله ی بندبن ، ييلاق جواهردشت (جوردشت) ، کشتی گيری


قاسم آباد يکی از روستاهای واقع در شرقی ترين قسمت گيلان و از توابع شهرستان رودسرمی باشد که با اوشيان و سياهکلرود به ترتيب از سمت شرق و غرب همجوار بوده و از سمت شمال و جنوب بين دريای مازندران و کوههای البرز محصور هست. قاسم آباد از دهات معمولی بزرگتر بوده و در واقع منطقه ای است با مجموعه ای از دهات يا محلات. بخش غربی قاسم آباد موسوم به قاسم آباد عليا شامل محلاتی چون جير محله، جورمحله ، کُرد محله ، آغوزکله ، روکو ، ملک ميان ، خانسر ، بندبن و بيجارپس. بخش شرقی موسوم به قاسم آباد سفلا شامل محلات چايخانسر ، گالش محله ، کلافه محله می باشد. قاسم آباد چون ديگر شهرها و روستاهای منطقه بين چالوس تا رودسر به سبب نزديکی دريا و کوه از زيبايی خاص طبيعی برخوردار هست . تقريبا تمام زمينهای ساحلی بين جاده و دريا که عرض آن حدود چهارصد متر و پر از ويلا هست در دست از ما بهتران می باشند . قبل از انقلاب در تصاحب سرمايه داران بزرگ و مقامات بلندپايه دولتی چون شريف امامی نخست وزير چند دوره ، جهانشاه صالح پزشک فرح پهلوی ، ارتشبد آريانا ، شاهپور غلامرضا برادر شاه ، مصباح زاده بنيانگذار و صاحب روزنامه کيهان ، اصفيا رئيس سازمان برنامه و بودجه ، القانيان سرمايه دار بزرگ ،احمد نامدار سفير ايران در ايتاليا بوده و بعداز انقلاب به تملک انواع نهادها و ارگانهای دولتی و نيمه دولتی در آمدند


زنان قاسم آبادی 45 سال پيش
(برای ديدن عکس بزرگتر روی آن کليک کنيد)


کشت برنج ، چای ، مرکبات ، کيوی ، دامداری و پرورش کرم ابريشم ، نمدبافی و توليد چادرشب پايه های اصلی اقتصاد قاسم آباد می باشند. به دليل عدم حمايت از توليدات داخلی و واردات بی رويه که سودهای کلان نصيب سرمايه داری انگلی(غير توليدی) می کند چون ديگر مناطق شمالی در قاسم آباد هم کشت برنج ، چای و مرکبات دچار بحران بوده و مردم مجبور شدند زمينهايی را که شاليزار و باغات چای و پرتقال بودند به باغات کيوی تبديل کنند. بازار کيوی هم به استثنای سالهای اوليه که محصول تقريبا ناشناخته ای بود و رونقی داشت اُفت کرده و بعيد نيست به سرنوشت برنج و مرکبات و چای مبتلا شود. وضعيت پرورش کرم ابريشم نيز وخيم تراز ديگر عرصه ها ی توليدی منطقه بوده و تقريبا رو به اضمحلال می باشد. اما مردم تلاشگر ,خونگرم و مهمان نواز قاسم آباد عليرغم تمام مشکلات سعی می کنند هر لحظه از زندگی ی شان را با عشق ، نشاط و سرزنده گی بگذرانند. هنوز هم مراسم کشتی گيری در تابستانها پابرجاست و هنوز دختران با لباس زيبای قاسم آبادی در عروسيها قاسم آبادی می رقصند. اشاره کنم که روستای سياهکلرود واقع در غرب قاسم آباد از نظر فرهنگ و آداب و رسوم و لهجه ی خاص زبان گيلکی فرقی با قاسم آباد نداشته و ييلاق جوردشت يا جواهر دشت (1) نيز صده ها اقامتگاه تابستانی مشترک دامداران اين دو روستا که بسياری از اهالی آنها خويشاوند هستند می باشد

درباره ی تاريخ گذشته ی دور قاسم آباد چون اغلب نقاط ايران اطلاعات دقيقی در دست نيست. اما در منطقه جواهردشت دفينه هايی که از حفاری های غير تخصصی که اغلب جهت دستيابی به ,گنج, و اشيای قيمتی صورت می گيرد بدست آمده نشان می دهد که منطقه قبل از اسلام مسکونی بوده و به همين جهت هم اهالی از جاهايی که دفينه ای قديمی درآوردند را ,گبر گور, که نام قبرها يا اماکن بازمانده از دوران پيش از اسلام هست می نامند. متاسفانه به علت سادگی و بی غشی مردم راهزنان حرفه ای توانستند به راحتی آنها را فريب داده و به قيمت ناچيزی اشيای بدست آمده را که می توانستند بازگوی گوشه هايی از تاريخ منطقه و ايران باشند را از آنها خريده و به کلکسيونرهای از ما بهتران در خارج از کشور بفروشند . چند سال پيش نزد پير مردی حدود 75 ساله رفتم که 50 سال پيش اشيای زيادی را از درون خاک درآورده بود. تعريف می کرد چند روز بعد سر و کله ی چند نفر که با اسب آمده بودند پيدا شد و تمام دفينه ها را از وی خريدند به استثنای يک پارچ مسی نيم ليتری که رويش نقش ها و طرح های زيبايی کشيده شده بود.


زنان قاسم آباد سال 1327 خورشيدی (1948 ميلادی)


روايت است که منطقه قاسم آباد به علت شجاعت و رزمندگی مردمانش هميشه مشکلی برای زورگويی های حکومت مرکزی و محلی در گيلان و مازندران بود. از آنجايی که فاصله بين کوه و دريا بسيار کم هست قاسم آبادی ها به راحتی می توانستند عبور و مرور نيروهای غير خودی و متجاوز را از بالای کوه تحت نظر داشته و به موقع آنها را مورد يورش قرار دهند. قاسم آباد ازمحدود مناطقی بود که حتا تا زمان قاجار از دادن سرباز به نيروهای دولتی خودداری می کرد. شاه عباس که تصميم داشت به اين خودسری پايان دهد چندين بار قشون فرستاد اما قشونش در چند تلاش با شکست مواجه شد. به همين منظور عده ای از مردم گرجستان و کردستان را به منطقه ی اطراف قاسم آباد کوچ دادند تا ترکيب جمعيت را عوض کرده و از دشمنی شان با حکومت مرکزی بکاهند. يکی از محلات قاسم آباد کُرد محله ناميده می شود که البته کُردی در آنجا نيست ، زيرا کردها و گرجی هايی که به منطقه کوچ داده شده بودند بتدريج در جمعيت محلی مضمحل شده و گيلک شدند. اما اين تلاش های شاه عباس به نتيجه نرسيد و کماکان مردم از فرستادن سرباز به دولت مرکزی و پرداخت ماليات خودداری می کردند. در اوايل دوره ی قاجار نيز وضع به همين منوال بود. مهدى بامداد در کتاب 6 جلدى خود با عنوان تاريخ رجال ايران قرون 12 و 13 و 14 چنين نوشته است : "که در سال 1196 که هدايت الله خان شفتى يا فومنى معروف به اتل خان رشتى حاکم گيلان بود و آغا محمد خان پادشاه قاجار به قصد دست يافتن به او مرتضى قلى خان برادر خود را به تسخير گيلان و دستگيرى او مامور نمود. هدايت الله خان ميرزا صادق منجم باشى را با پيشکشى قابل ملاحظه اى براى مذاکره و مصالحه به نزد آغا محمد خان روانه ساخت و اتفاقاً وساطت او موثر افتاد و حکومت هدايت الله خان تاييد و تنفيذ گرديد و ميرزا صادق از اين پس با آغا محمد خان کاملاً مربوط شده و بعد ها خدماتى نسبت به وى انجام داد. و آغا محمد خان در ازاى خدماتش آبادى قاسم آباد رودسر را به وى بخشيد"(2) فقط بايد به نوشته آقای مهدی بامداد اين تذکر را افزود که آغامحمدخان در واقع دردسر و مشکلی را که خود از حل آن نا توان بود به ديگری منتقل کرد وگرنه ميرزا صادق منجم باشى هم هيچوقت نتوانست کنترلی بر قاسم داشته باشد و اين هديه ی آغا محمدخان سودی عايدش نکرد. در زمان شاه عباس مردم قاسم آباد در محله ی بندن قلعه ای به ارتفاع هشت متر بالای کوه بنا کردند که از آنجا می توانستند براحتی جلگه ی بين کوه و دريا که باريکه ای بيش نيست را تحت نظارت داشته باشند. اين بنا که به قلعه ی بند بن معروف است امروزه يکی از جاذبه های گردشگری استان گيلان می باشد.
رزمندگی و شجاعت قاسم آبادی ها زبان زد همه در منطقه بود و امروزه هم اصطلاح "شاه نظری" در موردشان استفاده می شود که منظور اين است که حتی پادشاهان ايران هم از آنان حساب می بردند . امروزه اگر کسی بخواهد به قاسم آبادی ها زور بگويد به وی در مورد تحريک کردن "شانظری رگ" مردم که معرف سرسختی و عدم تمکين به ظلم و ستم می باشد هشدار می دهند. روايت است که وقتی در گذشته مردان به جنگ می رفتند نگهبانی از گذرگاههای حياتی و حتی دريافت ماليات از کسانی که می خواستند از منطقه عبور کنند به عهده زنان قاسم آبادی گذاشته می شد.

اما آشنايی بسياری از ايرانيان با قاسم آباد مديون شهرت لباس و رقص زيبای قاسم آبادی می باشد. لباس قاسم آبادی که ويژه زنان می باشد و تا حدود سی سال پيش تقريبا تمام زنان آنرا می پوشيدند امروزه به استثنای بخشی از زنان بالای چهل سال توسط جوان ترها فقط در عروسيها و ديگر جشنها و در موقع رقص قاسم آبادی پوشيده می شود. در المپيک آسيايی که در تهران قبل از انقلاب برگزار شد در مراسم افتتاحيه پيشاپيش ورزشکاران ايرانی عده ای دختر که گويا تعدادی هم از قاسم آباد بودند با لباس قاسم آبادی رژه ميروند. سه بخش اصلی لباس عبارتند از پيراهن ، تور دستمال(توری سفيد که روی سر می گذارند) ، دامن بلند يا دراز تنبان که دارای چين های فراوان و حدود ده نوار افقی موازی هم با رنگهای متنوع. رقص قاسم آبادی و کشتی(تا ده سال پيش) از مراسم ثابت و هميشگی در جشن های عروسی هستند. کشتی گيری نيز از رسوم قديمی و جا افتاده در منطقه می باشد. هرسال تابستان در جواهر دشت مسابقات کشتی گيله مردی با حضور صدها کشتی گير از گيلان و مازندران برگزار می شود. از چهره های نامدار کشتی گيله مردی پهلوان ايرج يحيی پور معروف به "اژدهای گيلان" می باشد که حدود سی سال پيش از کشتی گيران شکست ناپذير گيلان و مازندران محسوب می شد و امروزه در مسابقات کشتی گيری در جواهردشت و قاسم آباد داوری می کند(3)
نمدمالی يا بافتن نمد از سنتهای ديرين در قاسم آباد می باشد که بيشتر در جورمحله و بندبن صورت می گيرد. نمد که از پشم گوسفند بافته می شود معمولن بعنوان زير انداز استفاده می گردد. نمدهای کوچک و گرد با طرح های زيبا بعنوان دکور و يا پاچراغی استفاده می شوند
چادر شب بافی نيز از صنايع دستی ويژه منطقه قاسم آباد و سياهکلرود می باشد. دختران و زنانی که لباس قاسم آبادی می پوشند چادر شب را دور کمر می بندند (به استثنای موقع رقصيدن). در گذشته چادرشب را فقط از ابريشم می بافتند ، اما امروزه از نخ و کاموا هم بافته می شود. از چادرشب به عنوان روتختى ، رختخواب پيچ ، بقچه ، زيرانداز ، پرده ، روميزی ، جليقه و لباس هم استفاده می شود. زمينه ی چادرشب ها معمولا سرخ يا سبز بوده و از رنگ های ديگر برای نقش و نگارهای روی آن استفاده می شود . طرح های روی چادرشب علاوه بر خطوط زيگزاگ سياه و سفيد شامل طرح هايی از اسب سوار ، درخت ، گوزن با شاخ‌هاى بلند ، انسان و زن تاج دار نيز می باشند
رضا اشکوری

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

 

 درگذشت نابهنگام دوست بسیار عزیزم جناب سرهنگ محمد نظری رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ !
محمد عزیز
امروز از روزهای بسیار بد دوران زندگیم بود روز بدرقه با پیکر دوست بسیار صمیمیم محمد عزیز از جلوی درب پلیس آگاهی تهران بزرگ به سمت زادگاهش گیلان.
سرهنگ محمد نظری رئیس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ در دفتر کارش بود که به سفری بی‌بازگشت رفت.

محمد عزیز جواب سفر بی بازگشتت را چگونه به مهیار کوچولو ۵ساله و مهسا خانم ۱۳ساله ات بدهیم. نمی دانم چه بنویسم اما به زودی از خاطرات با تو خواهم نوشت.

روحش شاد...

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 
 

جناب آقای محمد مهدی رهبری              ۴۳۳۵۰

جناب آقای اسدا... عباسی                   ۳۹۴۹۵

جناب آقای محمد عليجاني شوكي          ۱۶۶۶۲         

جناب آقای قاسم خانی                       ۶۴۸۰

جناب آقای مسعود مجيدي                   ۲۰۶۰

جناب آقای عنايت خانعلي پور                ۱۹۶۰

جناب آقای سيد غفور قنبري                 ۹۷۲

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 
 

از تلاش و همت برادر بزرگوارم جناب آقای تقی غلامی دشتکی در تهیۀ و تالیف این کتاب تشکر و قدردانی می نمایم .

 

فَندُق،گوهر ناشناخته ي ايران

طرح روی جلد  کتاب                                                                

كتاب فندقكتاب فندق  

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

 

شب چله از مراسم باستانی ایران، در گیلان هم از منزلت خاصی برخوردار است. شب اول دی ماه هر سال را اهل خانواده و خویشان و گاه همسایه ها گرد هم می آیند تا آیین شب چله را برگزار نمایند. برای مراسم شب چله، معمولاً خوردنی ها و تنقلات و آجیل زیادی فراهم می آورند. هندوانه به سفره این شب رنگ و بویی دیگر می بخشد و به قولی اگر هر کس در شب چله هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگی نمی کند. یکی از ترانه هایی که در این شب زمزمه می شود، چنین است:

امشو، شب چله، خانم جیر پله چاقو بزنیم هندوانه کله

یعنی: امشب شب چله و خانم زیر پله است، چاقو به هندوانه بزنیم.
از دیگر خوردنی های این شب، برنج برشته، عدس و گندم برشته،فندق ، گردو ، کونوس (ازگیل وحشی)، آجیل، پرتقال، لیمو، خوج (گلابی محلی) و میوه های دیگر است.
تفال به دیوان حافظ از دیگر آداب این شب است. پس از نیت و سوگند دادن حافظ به شاخ نبات، دیوان را می گشایند و اولین غزل صفحه جلوتر را می خوانند. اعتقاد بر این است که بیش از سه بار نباید فال گرفت چون حافظ ناراحت می شود و حرف های خوش نمی زند.

« شب چله » یا « شب یلدا » ، جشنی است با پیشینه‌ای به درازای دست‌کم هفت هزار سال.         این جشن همچون نوروز ،سیزده‌بدر ، همچنان پابرجا مانده و هر سال در سراسر خانه‌های ایرانیان برپا می‌گردد . واژه‌ی «یلدا» یک واژه‌ی سُریانی  از گویش‌های آرامی در شمال میان‌ر‌‌ودان به معنای زایش و زادروز است . 

«مُردال»‌ یا «موردال‌ ما» ماه‌ پنجم‌، معادل‌ مرداد ماه‌ خورشیدی و اولین‌ ماه‌ از زمستان‌ گیلانی‌ است.‌ که‌ از 15 آذرشروع‌ می‌شود و تا 14 دی‌ ادامه‌ دارد. در این‌ ماه‌ برای‌ دامداران‌ مناطق‌ کوهستانی‌، هنگام‌ مرگ‌ومیردام‌ها و مُردار شدن‌ آن‌هاست‌، اواخر پاییز به‌ علت‌ بارندگی‌، نوعی‌ گیاه‌ به‌ نام‌ «تیجه‌» در کوهستان‌هامی‌روید که‌ با خوردن‌ آن‌ شکم‌ گوسفند ورم‌ می‌کند و اگر چوپان‌ به‌ موقع‌ سرش‌ را نبرد، شکم‌ حیوان‌می‌ترکد و می‌پرد.

آغاز «مُردال‌» را در گذشته‌ آغاز چله‌ی‌ بزرگ‌ زمستان‌ می‌دانستند و «چله‌ شب‌» را حدوداً دو هفته‌زودتر از شب‌ یلدای‌ معمول‌، در این‌ شب‌ جشن‌ می‌گرفتند، دراین‌ شب‌ کوه‌نشینان‌ خوردن‌ 40 نوع‌خوردنی‌ را جایز می‌شمرند و با پوست‌ هندوانه‌ فال‌ می‌گیرند.

مردم‌ گیلان‌ باور دارند اگر کسی‌ در شب‌ چله‌ نیت‌ کند و هندوانه‌ بخورد، در تابستان‌ دچار تشنگی‌نخواهد شد، و باور دارند که‌ در این‌ شب‌، آب‌ های‌ تمام‌ دریاها یا رودها در یک‌ لحظه‌ یخ‌ می‌بندد واگر کسی‌ آن‌ لحظه‌ را دریابد، هر مرادی‌ داشته‌ باشد به‌ آن‌ خواهد رسید.

به‌ باور مردم‌ گیلان‌، چله‌ی‌ بزرگ‌ و کوچک‌ دو بردارند که‌ خداوند حکومت‌ جهان‌ را به‌ مدت‌ 60 روزدر اختیار آن‌ها گذاشت‌، از زمستان 40 روز آن‌ به‌ برادر بزرگ‌ و 20 روز دیگر به‌ برادر کوچک‌ تعلق گرفت. در منطقه‌ تالش‌ به‌ چهار روز اول‌ چله‌ بزرگ‌ و چله‌ کوچک‌ «چارچار» “Čâr čâr” می‌گویند.

در کوهستان‌های‌ شرق‌ گیلان‌، مردم‌ معتقدند که‌ از شب‌ چله‌ به‌ بعد هر روز به‌ اندازه‌ی‌ یک‌ نعره‌ گاو، طول‌ روز افزایش‌ می‌یابد.

 شریرما

ششمین‌ ماه‌ گیلانی،‌ معادل‌ شهریور خورشیدی و دومین‌ ماه‌ زمستان‌ گیلانی‌ است‌ که‌ از 15 دی‌ ماه‌ شروع‌ می‌شودو تا 14 بهمن‌ ادامه‌ دارد. 20 روز آخر این‌ ماه‌ مصادف‌ با چله‌ی‌ کوچک‌ (کوچی‌ چله‌) است‌.

«شریر ما» ماه‌ شرارت‌ و آزار برف‌ و سرماست‌. برف‌ و سرمایی‌ که‌ قاطرها را در گردنه‌ها و... گمراه‌می‌کند و سبب‌ مرگ‌ آن‌ها می‌شود.

نام‌ دیگر شریر ما «کاسه‌ شوران‌ ما» است‌، زیرا مردم‌ گیلان‌ اعتقاد دارند که‌ به‌ علت‌ کوتاهی‌ روزهای‌این‌ ماه‌، هنوز بشقاب‌های‌ ناهار شسته‌ نشده‌، هوا تاریک‌ می‌شود.

در مناطقی به ده روز آخر این ماه «آفتاب برحو» نیز می‌گویند.

ماه‌های‌ گاهشماری‌ گیلانی‌ را در ادامه مطلب بخوانید

منابع :  از مسعود پورهادی+http://karkan.ir/post-1807


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

 

اين رسم در بيشتر نقاط اشكور پس از ظهر عاشورا انجام مي‌شود.از صبح عاشورا كه مردم براي انجام مراسم عزاداري به مسجد روستا مي‌‌روند،از يك يا دو مداح و يك روحاني از خود روستا و يا در خارج از آن دعوت به عمل آورده تا مراسم روز عاشورا و علم واچيني را بهتر برگزار كنند.در اين هنگام زنان روستا نيز در خانه‌هايشان ناهار عزاداران را تهيه كرده،آنگاه غذاي تهيه شده بصورت جداگانه توسط هر خانوار به مسجد روستا فرستاده مي‌شود.سپس عزاداران چه آنها كه از خود روستا بوده و چه آنهايي كه از روستاهاي اطراف جهت عزاداري آمده‌اند،مشغول صرف غذا مي‌شوند.بعد از صرف غذا مراسم علم واچيني آغاز مي‌شود. عزاداران همچنانكه در هنگام علم دبسي،پارچه‌هاي رنگارنگ را به دور علم بسته بودند در هنگام علم واچيني نيزهمان پارچه‌ها را از علم جدا مي‌كنند.با اين كار در حقيقت عزاداران بر اين عقيده‌اند كه تاحدي مي‌توان تنهايي و بي‌كسي سالار شهيدان را با از دست دادن علمدار كربلا به تصوير كشيد.  

در يك دوسال اخير مراسم علم واچيني د ربسياري از روستاها به دليل مقارن شدن ماه محرم در فصل بهار و حضور كم اشكوريان در اين فصل در عصر روز عاشورا انجام نمي‌شود.لذا اين مراسم را در فصل تابستان كه جمعيت بيشتري در اشكور ساكن هستند بجا مي‌آورند. البته در اين ميان روستاي لياسي از جمله روستاهايي است كه اين رسم را همچون گذشته علي رغم مقارن شدن در فصل بهار در روز سوم شهادت امام حسين(ع)بجا مي‌آورند.

منبع : كتاب جغرافياي تاریخی اشكور(حسن يگانه)

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

 

   مراسم علم دبسي (alam dabesi)

در بيشتر نقاط اشكور رسم است كه در شب هفتم  محرم عزاداران حسيني  طي  مراسم  سينه زني و نوحه خواني پارچه هاي سبز و سياه و رنگهاي ديگر را به دور علم مي بندند. اعتقاد مردم بر اين است كه با اين عمل مي توان حقيقت جوانمردي  و پهلواني علمدار دشت كربلا را دوباره به تصوير كشيد و زنده گردانيد. از اين رو در اين شب بيشتر از شبهاي ديگر و گاهي اوقات تا سپيده دم عزاداري مي كنند. اشكوريان اين شب را شب حضرت ابوالفضل عباس(ع) ساقي و علمدار حضرت ابا عبدا... حسين (ع) به حساب مي آورند.

منبع : كتاب جغرافياي تاریخی اشكور(حسن يگانه)

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 
  
در قسمت شرق گیلان سرزمین کوهستانی و جنگلی با طبیعتی بکر، نامکشوف و رام نشدنی که اسرار فراوان در دل سنگی و کالبد سبز خود دارد دیده هر بیننده ای را به خود محصور می‌سازد.
اگر شهر کلاچای را پشت سر بگذارید و به سمت رحیم آباد عزیمت کنید و از آنجا به قصد دیدن این سرزمین کهن و تاریخی عبور کنید از مسیر جنگلهای بکر و دست نخورده ای گذر خواهی کرد و در پیچاپیچ راهی که تو را فرا می‌کشد بعد از طی کردن مناظر دیدنی و زیبای مسیر جاده آدمی‌ را به اوج می‌رساند و چشم هر رهگذری را به خود خیره می‌سازد.
این منطقه که در امتداد سلسله کوه های البرز قرار دارد از جنوبی‌ترین نقطه شهرستان رودسر آغاز شده تا جنوبی‌ترین نقطه شهرستان رامسر ادامه می‌یابد.
اشکور از جنوب به قزوین، از مغرب به املش و رودبار الموت، از مشرق به بخش کوهستانی رامسر و تنکابن و از شمال به دامنه های کوهستانی رحیم آباد محدود می‌شود.
"اشکور" جزء بخش رحیم آباد شهرستان رودسر و در جنوب شهر کلاچای به سمت رحیم آباد قرار گرفته و عجائب هفتگانه ای را در دل خود جای داده که قدمتی به درازای تاریخ دارد.
منبع :سایت همشهری آنلاین

ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

 

جشن ها و آیین های مردم گیلان، آیین های نوروزی

   

جشن ها و آیین های مردم گیلان، آیین های نوروزی نوشته محمد بشرا و طاهر طاهری است. که چهارمین عنوان از مجموعه دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان می باشد. دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان حاصل تحقیقات و پژوهش های جمعی از ز بده ترین ایران شناسان و گیلان شناسان است...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

با نظرات و پیشنهادات ارزنده تان ما را در این راه یاری نمایید.

 

برای دیدن تصاویر جشنواره ویشکی بر روی  ادامه مطلب  کلیک نمایید.

نمایی از روستای زیبای ویشکی

برخي از مسئولين استان گيلان

 

جناب آقاي امير قرباني دبير جشنواره

آقاي قرباني

ادامه تصاوير را اينجا ببينيد


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

این هم تصویر پوستر جشنواره که بر روی چوب حک شده است

اثر هنرمند مهدی رمضانی ویشکی می باشد.

اولين جشنواره بزرگ فرهنگي هنري ويشكي 

اولين جشنواره بزرگ فرهنگي،هنري روستا جهت زنده نگه داشتن فرهنگ غني

 سرزمين اشكور برگزار مي‌شود.

اجراي نمايش محلي الهي خورد تاوه ، رابچره ، عروس گوله، برگزاري نمايشگاه عكس و ابزار و وسايل سنتي زندگي روستايي ، معرفي آداب و و رسوم ، قرائت شعر ، موسيقي محلي ، معرفي آواها ، اسطوره‌ها و افسانه‌هاي محلي بصورت مقاله و پژوهش از عمده‌ترين برنامه‌هاي اين جشنواره مي‌باشند. 

در اين جشنواره فريدون پوررضا هنرمند معروف گيلاني علاوه بر اجراي موسيقي بومي به تشريح موسيقي محلي گيلان مي‌پردازد.

زمان: اول شهريور 1386 ساعت:9صبح الي 18

مكان: استان گيلان، شهرستان رودسر، رحيم آباد، اشكور، روستاي ويشكي

منتظر قدوم سبزتان هستيم.

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

ازجناب آقای امیرقربانی که این مطالب را تهیه و در اختیار اینجانب قرار دادند سپاسگزارم.    

                                                                                     

ویشه در زبان پهلوی به معنی کنار جنگل ، ویشکی یعنی محل کنار جنگل است البته به ندرت آنرا وشکی نیز می گویند .

وش به معنی سرخ یا قرمز

وش به معنی بی غل و غش

وش به معنی کشاورزی و در این معنی واشکی یعنی محل کشاورزی.

ویشکی در ارتفاع حدود 1700 متر از سطح دریا با آب و هوای نیمه مرطوب در کنار جنگل در بین روستاهای منطقه بی نظیر است .

این روستا نیز مانند سایر روستاهای اشکور از تاریخ و فرهنگ غنی برخوردار بوده و اسناد نگهداری شده در نزد پاره ای از اهالی نشان می دهد به فرهنگ و علم توجه خاص داشته اند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

اشكور

اشكور سرزمين مردان دلاور، سرزميني با تاريخ ديرين همراه هزاران راز كهن كه در دل نهفته دارد و در گذر زمان توانسته است فرهنگ غني و پربارش را پاس دارد و مردمان سخت كوش آن پاسداران خوبي در حفظ آداب و رسوم پهنه اي از سرزمين مقدس ايران باشند .

آنان توانسته اند ادبيات مردمي خود را كه كهن ترين دستاورد انديشه و احساس انسان ها است با گويش، مراسم جشن ها و شاديها ، آيين هاي ديني ، داستان ها اسطوره ها، مثل و پند ،... از روزگاران كهن به گونه دلنشين به دست دوستداران و شيفتگان هديه نمايند . گرچه در تند باد گذر روزگاران از گردنه هاي خطر عبور نموده اند.آمدن فرهنگ تجدد توانسته پاره اي از آداب و رسوم ديرين آنان را به چالش طلبد و در پهنه هايي آن را به ابرهاي تاريك زمان پنهان سازد .

همگان به ويژه فرزندان اشكور، ديلمان و .. وظيفه دارند در حفظ سرمايه هاي عظيم بجا مانده از پدرانشان در تمامي زمينه ها فرهنگ غني سرزمين شان همت گمارند و در سينه تاريخ ثبت نمايند تا از گزند طوفان ها و بدي ها در امان بمانند .

باشد تا فرزندان بعدي ايران زمين دور از هرگونه رنگي ناباب ، پا به پاي زمان پيش روند و ميراث گرانبهاي آن ها پايه گذار ادبيات و هنرهاي زيبا براي شاد زيستن ، خوب زيستن انسانها گردد .

اشكور در روزگاران قديم پاره اي از اين سرزمين به دليل وسعت و اهميتي كه از روزگاران باستان داشت سرزمين مستقلي بود و قدرت در اختيار حاكمان محلي كه يكي پس از ديگري در اين منطقه حكومت مي كردند مانده خاندان كاكي، خاندان هزار اسپي لوسن ( لوسان) از جمله تختگاه هاي اشكور بود كه بر سر راه قديم به اشكور به الموت قرار داشت .

توضیحات مطالب زیر را در ادامه مطلب بخوانید:

محصولات كشاورزي منطقه اشكور :

گياهان داروئي :

بازي ها:

آواها :

آثار تاریخی :

اندازه گیری :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

 ازجناب آقای امیرقربانی که این مطالب را تهیه و در اختیار اینجانب قرار دادند سپاسگزارم. 

رودسر، شرقي ترين شهر مهم گيلان است كه از شمال و شمال خاوري به درياي خزر و از جنوب به خط الرأس ارتفاعات البرز منتهي مي شود. اين شهر با 14 كيلومتر مربع وسعت با توجه به نزديكي و همجواري با درياي خزر و جنگل هاي انبوه حاشيه دريا، يكي از زيباترين مناظر طبيعي را داراست.

شهرستان رودسر داراي چهار بخش، مركزي ، چابكسر ، كلاچاي ، رحيم آباد ( بخش رحيم آباد شامل دهستان هاي اشكور عليا و سيارستاق ييلاقي و شوئيل) است.

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

داخل مسجد ویشکی

داخل امامزاده

 

بيرون امامزاده

  نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 
 

عکس از آقای علی اصغر خانجانی

آرامگاه بژدي 

  نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 
 

vishki2.blogfa.com

  نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 

 

ویشکی

 

این روستا با روستاهای جیرده ،نی دشت ،چاکان ، قاضی چاک ، گرجانسو وشاراج علیا همسایه بوده ودر ۶۰ کیلومتری بخش رحیم آباد و ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان  رودسر واقع شده است.

محصولاتی که در این منطقه ییلاقی به عمل می آید از جمله : فندق ، گردو ،گل گاوزبان ، گندم ،لوبیا  ،سیب زمینی ،  ریواس ، زرشک ،رازیانه ، گل بنفشه و...

بقعه ای در این روستا قرار دارد که به آقا شیخ کریم معروف است

خصوصیات ظاهری بقعه به شرح زیر است:

دارای یک صندوقچه چوبی، یک دو لنگه چوبی در ورودی بقعه، یک پنجره کوچک، سقف واشان کشی

و بام حلبی است.

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت   توسط علی اکبر خانجانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM